أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
182
تجارب الأمم ( فارسى )
اباختر [ 1 ] ، همواره آماج شمشيرها و نيزهها بودهام و كسانى را كه به آنان بدگمان مىبودم به جايى جز سرزمينشان بكوچانيدم و بر توران باجها نهادم و در كنستانتينيا آتشكدهها برپا داشتم و همواره در بالا رفتن و فرود آمدن از كوهها و پيمودن زمينهاى هموار و ناهموار به سر بردم و در دشوارى و بيم شكيبايى فرو نهشتم و سرما و گرما و هراس درياها و آسيب بيابانها را بر خود هموار ساختم تا كار كشور را هم به فرّ ايزدى ، براى شما راست آوردم . دشمنان را نابود كردم و سرپيچىها بخوابانيدم و در زندگىتان فراخى پديد آوردم و شما را به سربلندى و آن چه بدان دست يافتهايد رسانيدم ، چنان كه - سپاس خداى را - به برترين نواختها و بيشترين سرافرازى و آسودگى رسيدهايد . چه ، يزدان دشمنانتان بشكست و بكشت كه يا كشته و نابود گشتند ، يا زنده و فرمانبردار شما بماندهاند . « ليك ، شما را هنوز نيز دشمنانى بر جاىاند كه در شماره ، اندك و در فرّ و شكوه بسيار باشند . من براى شما از اينان بيش از دشمنان ديگر بيمناك باشم ، كه اينان در شكستنتان و چيره شدن بر شما ، نيرومندتر از آن دشمنان شمشير زن نيزهانداز چابك سوار باشند كه بر آنان پيروز شدهايد . اگر شما اى مردم ، چنان كه با آن دشمنان جنگيدهايد و بر آنان تنگ گرفتهايد و پيروز شدهايد ، بر اين دشمن دوم نيز پيروز گرديد ، آن گاه است كه به پيروزى و نيرومندى و سربلندى و روزى فراخ و برترى و همداستانى و مهربانى و يك رنگى و آسيب ناپذيرى راستين رسيدهايد و اگر كوتاهى كنيد و سستى ورزيد و اين دشمن بر شما چيره آيد ، ديگر آن پيروزى را كه در چهار سوى كشور ، در خوراسان و خوربران و نيمروز و اباختر ، بر دشمنان داشتهايد پيروزى مپنداريد . پس بكوشيد تا اين دشمن بازمانده را چون دشمن گذشته نابود كنيد و در اين نبرد بايد تلاشتان و كوششتان و بسيجتان ، بزرگتر و باشكوهتر و دورانديشانهتر و درستتر و استوارتر از پيش باشد كه دشمن هر چه فريبكارتر و نيرومندتر باشد ، آمادگى بيشتر خواهد . آن چه از آن دشمنان ديده و از آن بيم داشتهايد ، با آن چه در اين دشمنان كه شما را به جنگشان مىخوانم ، مايه هراس باشد ، هيچ همانند نباشد . [ 112 ] پس ، به جست و جوشان برخيزيد و
--> [ ( 1 ) ] نگاه كنيد به پانوشت واژهء پادوسبان و چهارپادگس ايران ساسانى كه اندكى پيش گذشت .